
فکر میکنم دیگر تا حالا همهی مردم ایران متوجه سیاستهای کلی نظام دربارهی شهرت پیدا کردن اشخاص شده باشند. در نظام کنونی جمهوری اسلامی، مشهور شدن یک شخص مساوی است با توانایی آن فرد برای پیدا کردن طرفدارانی تا بنشینند و با هم “دربارهی براندازی نظام توتعه سازی بکنند”. دیگر راجب انتقاد کردن که اصلاً فکر نکن، یا میخواهد انتقاد فرزاد حسنی از سردار رادان باشد و یا انتقاد عادل فردوسیپور از محمد آخوندی.
ولی نکتهای را که میخواستم مطرح کنم این بود. وظیفهی ما به عنوان یک بیننده و یا حتی یک شهروند در این اتفاقات چیست؟ آیا کسی میداند بر سر فرزاد حسنی چه آمد. فرزاد هم مانند عادل برای حدود یک تا دو هفته خبر داغ وبلاگستان بود و بعد از این جهان مجازی محو شد و رفت. به نظر من اگر ما واقعاً از برنامههایی مانند کولهپشتی و «90» خوشمان میآید و بی پروایی مجریان این برنامهها احسنت میگوییم و از انتقادهای آنها از مسعولین لذت میبریم، ما هم باید در قبال این گونه مجریان پاسخ گو باشیم. ما هم وظیفه داریم تا از آنها پشتیبانی کنیم. مخصوصاً در موقعیتهایی که آنها به صدای ما احتیاج دارند. رکورد شکنی SMS شروع واقعاً خوبی بود و جای تقدیر دارد ولی پشتیبانی ما باید ادامه پیدا کند.








