این ویدیوی کوتاه را از یوتیوب پیدا کردم. یک گروهی از دانشجویان رشتهی گرافیک دیزاین در دانشگاه ونکوور کانادا مسئول ساختن این ویدیو هستند. از تفسیر کوتاهی که دربارهی بلاگرهای ایرانی کردند خوشم اومد. مخصوصاً قسمت آخرش که نوشتن در بلاگها را “انقلابی بر درون انقلاب” خطاب میکنند. ( A revolution within the revolution)
از ماست که بر ماست
این دود سیه فام که از بام وطن خواست….از ماست که بر ماست
وین شعله سوزان که برآمد زچپ و راست…از ماست که بر ماست
جان گر به لب ما رسد از غیر ننالیم….با کس نسگالیم
از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست….از ماست که بر ماست
ما کهنه چناریم که از باد ننالیم….بر خاک ببالیم
لیکن چه کنیم ، آتش ما در شکم ماست….از ماست که بر ماست
اسلام گر امروز چنین زار و ضعیف است….زین قوم شریف است
نه جرم ز عیسی، نه تعدی زکلیساست….از ماست که بر ماست
گوییم که بیدار شدیم!این چه خیالیست؟….بیداری ما چیست؟
بیداری طفلی است که محتاج به لالاست….از ماست که بر ماست
ملک الشعرای بهار
چپیه، مد جدید لباس؟!


چند روز قبل داشتم در یکی از خیابانهای واشنگتن دی سی راه میرفتم که متوجه شدم یک دختر خانم چپیهای به دور گردناش انداخته و مشغول قدم زدنه. نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و بیاختیار زدم زیر خنده.
برای من که بیشتر عمرم در ایران سپری شده، چپیه یه معنی دیگه داره و با خودش خاطرات مختلفی را حمل میکنه. این خاطرات باعث میشوند که من به چپیه فقط به عنوان یک مد جدید لباس نگاه نکنم. حمایت از مردم فلسطین، حزب الله، حماس، هشت سال جنگ ایران و عراق و…
این هم برمیگرده به همین قضیهی جهانی شدن و چه طوری فرهنگها، عقاید و راه و روش زندگی مردم، اعم از پوشش و لباس، به وسیلهی فرهنگها و کشورهای دیگر پذیرفته میشوند و با تغییراتی جزئی به آن دادن مورد استفادهی شهروندان و مردم جهان قرار گرفته میشود.
به نظر من این جای تامل داره چون در این راستا عقاید و رسم و رسوم فرهنگها یک چیزهایی را از دست میدهند ولی خوب یک چیزهایی هم به آنها اضافه میشوند.
ولی خودمونیم فکر میکنم چپیه به طرف بالایی بیشتر مییاد.
